محمد بن عبد الله بن عمر
217
خلاصهء سيرت رسول الله ( ص )
شما پس بترسيد ، پس بيفزود ايشان را ايمان ، وگفتند بسنده است ما را خداى ونيك كارگزارى . آل عمران ، 193 ص 210 ترجمه : اى پروردگار ما ، به درستى كه ما شنوديم اذاندهندهاى كه مىخواند سوى ايمان ، كه ايمان آوريد به پروردگار شما ، پس ايمان آورديم ، اى پروردگار ما ، پس بيامرز گناهان ما را وبپوشان از ما بدىها وقبض روح كن با نيكان . إبراهيم 14 : 40 و 41 ص 211 ترجمه : پروردگارا ، قرار ده مرا برپا دارندهء نماز واز فرزندانم را ، پروردگارا وأجابت دعا را ، پروردگارا ، بيامرز مرا وپدر ومادرم را ومر گروندگان را ، روزى كه برپا مىشود حساب . احزاب 33 : 5 ص 39 ترجمه : بخوانيد ايشان را به اسم پدرشان ، آن راستتر است نزد خدا ، پس اگر ندانيد پدرشان را ، پس برادرشان شماييد در دين ودوستان شما ، ونيست بر شما گناهى در آنچه خطا كرديد به آن ، ولكن آنچه عمدا دلهاى شما قصد كند ، وباشد خدا آمرزندهء مهربان . احزاب ، 12 ص 90 ترجمه : وچون گفتند منافقان وآنان كه در دلهايشان مرض است ، وعده نكرد ما را خدا وفرستادهء أو مگر فريب . احزاب ، 13 ص 133 ترجمه : وچون گفتند گروهى از ايشان ، اى أهل مدينه ، نيست جاى بودن براي شما ، پس برگرديد ، ورخصت طلبيد گروهى از ايشان از پيمبر ، مىگفتند به درستى كه خانههاى ما خالى است ، ونيست كه آنها خالى باشد ، نمىخواستند مگر گريختن را . احزاب ، 27 ص 137 ترجمه : وفرود آورد آنان را كه پشتى كردند آنان را ، از كسان كتاب از قلعههاى ايشان ، وانداخت در دلهاى ايشان ترس را ، گروهى را مىكشتيد ، وأسير مىنموديد گروهى را . وميراث داد شما را زمينشان را ومالهايشان را ، وزمينى كه گام ننهاديد ، وبوده باشد خدا بر هر چيزى توانا . احقاف 46 : 29 تا 31 ص 30 و 73 ترجمه : وچون گردانيديم به سوى تو گروهى از جن را كه مىشنوند قرآن را ، پس چون حاضر شدند آن را ، گفتند خاموش باشيد ، پس چون گزارده شد ، برگشتند به سوى گروه بيمكنندگان .